وروجک خاله
تا قبل از اینکه ١ سالت بشه همش دوست داشتی یه چیزی رو پشت سر خودت بکشی. وقتی از کنار چیزی رد می شدی نگاهت به یه سمت دیگه بود اما هر چیزی هم که دم دستت بود می کشیدی و می دویدی و می رفتی. توی خونه بابا صفر(بابا بزرگ) تو قسمت پذیرایی تموم گلا و هرچیز تزیینی دیگه ای که بود رو باید می ذاشتیم بالاتر تا دست تو وروجک بهش نرسه
اینم کار هر روز ما بود دیگه. اینقد شیطنت می کردی همیشه دایی جون مسیح بهت می گفت دانیال کوچولوو.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


وروجک خاله
